38 مدخل
anxious, uneasy
addle
addle, disquiet, disturb, tear
disturber
disorderly, muddy, turbid, unorganized, upside down, woolly
تقلید کردن، مغشوش کردن، چیز تقلبی ساختن
بی نظم است، مغشوش کردن، بر هم زدن، ناراحت کردن
مخلوط کردن، مغشوش کردن
ناامید شده، مغشوش کردن، بر هم زدن، ناراحت کردن
ناامید کننده، مغشوش کردن، بر هم زدن، ناراحت کردن