مردهدیکشنری فارسی به انگلیسیasleep, dead, deceased, defunct, departed, drab, extinct, fallen, gone, lifeless, stark
heritageدیکشنری انگلیسی به فارسیمیراث، ارثیه، ماترک، بخش، مال موروثی، میرای، اری، ترکه غیر منقول، مرده ریگ، سهم موروثی