899 مدخل
returnee
demobilization, dismissal, release
deinstitutionalize, dismiss, excuse, nod, relieve
brushoff
nod
furlough, leave, leave of absence, vacation
کمرویی
lowa
کم کم
کمترین تعداد مشترک چند، کوچکترین مضرب مشترک
زمین کم است
مرخصی، خط، طرز نوشتن، خوش خطی
مرخصی
مرخصی، بدرود
مرخصی دار