134 مدخل
elevated, eminent, high, tall, uphill, upland
top
rise
high
down
mesa
مرتفع شدن
مرتفع شده
نقطه قوت، در مرتفع ترین موضع، کامل، باوج رسیده
عقاب، موج یا سدخیلی مرتفع
از بین بردن، مرتفع کردن، رفع کردن، رفع نیاز کردن، عدول کردن