189 مدخل
reactionary, Tory
case, client
regression, return
return
approach
referendum
واکنش، مرتجع
ارتجاعی، مرتجع، ادم مرتجع، استبدادی، واکشنی
اقامت، انعطاف داشتن، برگشتن، به عقب برگشتن، مرتجع شدن
کشسان، قابل ارتجاع، کش دار، فنری، مرتجع، سبک روح
مجاز است، انعطاف داشتن، برگشتن، به عقب برگشتن، مرتجع شدن