33 مدخل
apostate, heretic, lapsed
apostatize
abjure
heretical
مرتد
متهمان، مرتد، خاين
خیرخواهان، مرتد
tergiversate، مرتد شدن، از مسلک خود دست کشیدن
رنجبران، مرتد، خائن، عیسوی مسلمان شده