associableدیکشنری انگلیسی به فارسیمرتبط است، انس پذیر، قابل معاشرت، متجانس شدنی، معاشرتی، انطباق پذیر
associatedدیکشنری انگلیسی به فارسیمرتبط است، شریک کردن، مصاحبت کردن، وابسته کردن، امیزش کردن، همدم شدن، پیوستن، مربوط ساختن، معاشرت کردن