26 مدخل
care
care, observe
observant
thoughtful
رعایت، مراعات
اموری، عدم مراعات اصول اخلاقی
قابل مشاهده است، قابل مشاهده، قابل مراعات، قابل گفتن، ظاهر
فاصله، فاصله گذاری، مراعات فواصل