20 مدخل
distress, trial, woe
distressful
adder
distressingly
بیلیس، صفرا، زردآب، زهره، خوی سودایی، مراره
مارها
مارها، مار، مارپیچی بودن، خزیدن، دارای حرکت مارپیچی بودن، مارپیچ رفتن
مارهارا