76 مدخل
graveyard, tomb
emission, excrement, excretion, ordure, shit, stool, waste
feces
compiler, framer
دخالت، در خاک نهادن، مدفون ساختن، در قبر نهادن، زیر خاک پوشاندن
در میان، در خاک نهادن، مدفون ساختن، در قبر نهادن، زیر خاک پوشاندن
مدفوع، جاسوس، کبوتر یا مرغ دام که بچوبی بندند
مدفوع
مدرونا