354 مدخل
authority, independent
permit
artificer, father, inventor
particular, peculiar, peculiarity, specific, specific _
reserve
مختلف، گوناگون، متنوع، چندین، غیر متجانس، جورواجو، چند تا
مختل کردن
مختصات قطبی
مختصات، متناسب کردن، هم اهنگ کردن، تعدیل کردن
مختل، پریشان، ناراحت، مختل شده، مضطرب، اشفته، پریشانحال