11 مدخل
mean, modest
dingy
greasy spoon
کم عمق، فروتن، محقر، خاضع، پست، زبون، خاشع، خاکی، بدون ارتفاع
خلوتی، لاشی، محقر، جزئي، چیز اشغال و نا چیز
پاستور، لاشی، محقر، جزئي، چیز اشغال و نا چیز
تحقیرآمیز، خوار، محقر، قابل تحقیر، پست
کوچک، خرده، کم، خرد، ریز، جزئی، خفیف، ریزه، محقر، دون، پست