genitourinaryدیکشنری انگلیسی به فارسیمجاری تناسلی و ادراری، جهآز تناسلی و ادراری، وابسته به دستگاه اداری تناسلی
swellsدیکشنری انگلیسی به فارسیمتورم می شود، تورم، برجستگی، متورم شدن، پف کردن، باد کردن، اماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن