مجالدیکشنری فارسی به انگلیسیbreathing room, breathing space, chance, leisure, opportunity, toehold, vantage
abstractsدیکشنری انگلیسی به فارسیخلاصه، چکیده، مجمل، جدا کردن، زبده، معنی، رساله، چکیدن، چکیده کردن، ربودن، کش رفتن، تجزیه کردن، جوهرگرفتن از، بردن