268 مدخل
external, graphic
embodiment
capture, dramatize, embody, incarnate, visualize
represent
picture
envisage
لسلیا
لسلی
مجسم نشده
مجسم کنید
مجسمه سازان، مجسمه ساز، حجار، پیکر تراش، تندیس گر
مجسمه سازی مجدد
مجسمه سازی، حجاری کردن