مجالدیکشنری فارسی به انگلیسیbreathing room, breathing space, chance, leisure, opportunity, toehold, vantage
ownدیکشنری انگلیسی به فارسیخودت، داشتن، دارا بودن، مال خود داشتن، اقرار کردن، خودی، مال خودم، خود، شخصی، خاص، خویشتن، تنی