597 مدخل
adage, akin, accordingly, as, ilk, like , like _, proverb, saw, up
picture
brick
grown-up
neigh
like, must
پا، ساق پا، ساق، پایه، ران، مرحله، پاچه، قسمت، بخش، دوندگی کردن
پا کشیدن
اكستنسور پا
پوشش پا
پای آن، نمایش مجاز، تاتر مجاز، حلال
پا از گوشت بره
مثل
مثل دیوانه
مثل آب باش
مثل پنکیک