108 مدخل
born
posthumous
foreign-born
native-born
an _
unborn
متولد شد
متولد شدن، رسیدن، بالغ شدن، سرباز کردن
متولد شده
متولد شده، مداخله کردن، پادرمیان کار دیگران گذاردن، فضولی کردن
متولد شده، وامانده، مانده، خسته، فرسوده