40 مدخل
allied, ally, friend, united
unanimous
ally
between, co-, one, together
متفقین، متحد، پیوسته، منسوب
همکاران، متفق، متفق کردن
dissipaters، متلف
کنفدراسیون، متفق، متفق کردن، هم پیمان، موتلف، متحد
سرخورده، متلف