8 مدخل
wasteful, waster
dissipaters، متلف
سرخورده، متلف
رقیق کننده، متلف
خرج کردن، مسرف، ولخرج، دست و دل باز، متلف، خراج، تلف کار
آلودگی، ادم بی معنی، ادم ولخرج، متلف