20 مدخل
co-
again
counterclaim
reciprocate, interact, reply
interrelate
متقابلا منحصر به فرد، دو به دو ناسازگار
متقابلا
متقابلا، مداخله کردن، پادرمیان کار دیگران گذاردن، فضولی کردن