96 مدخل
allied, ally, friend, united
unanimous
ally
between, co-, one, together
unite
متفقین، متحد، پیوسته، منسوب
یکنفر، متفق القول، هم رای، یکدل و یک زبان
همکاری، متفق کردن
متصل شده، متفق کردن
همکاران، متفق، متفق کردن