متفاوتدیکشنری فارسی به انگلیسیanother, contrary, contrast, different, differential, dissimilar, distinct, divergent, diverse, unlike, variant, varied, various
varyingدیکشنری انگلیسی به فارسیمتفاوت است، تغییر دادن، تغییر کردن، بی ثبات کردن، عوض کردن، دگرگون کردن، متنوع ساختن، تنوع دادن به، فرق داشتن