evaporatedدیکشنری انگلیسی به فارسیتبخیر شده، تبخیر شدن، بخار شدن، تبخیر کردن، متصاعد شدن، تبدیل به بخار کردن، خشک کردن، برباد رفتن
evaporatingدیکشنری انگلیسی به فارسیتبخیر، تبخیر شدن، بخار شدن، تبخیر کردن، متصاعد شدن، تبدیل به بخار کردن، خشک کردن، برباد رفتن
risingدیکشنری انگلیسی به فارسیرو به افزایش، طلوع، خیز، برخاستگی، در حال ترقی یا صعود، بالا رونده، متصاعد، طالع
evaporateدیکشنری انگلیسی به فارسیتبخیر می شود، تبخیر شدن، بخار شدن، تبخیر کردن، متصاعد شدن، تبدیل به بخار کردن، خشک کردن، برباد رفتن
evaporatesدیکشنری انگلیسی به فارسیتبخیر می شود، تبخیر شدن، بخار شدن، تبخیر کردن، متصاعد شدن، تبدیل به بخار کردن، خشک کردن، برباد رفتن