16 مدخل
appetizing
گذاشته، گذاردن، دفن کردن، تخم گذاردن، طرح کردن
بطور مرتب
پایین گذاشته
گذاشتم، انبار یا جمع کردن، دچار تاخیر کردن یا شدن
پشت سر گذاشت
متیهی
متهیدروکسید
اشتها آور، پیش غذا، مشتهی
غذاهای آماده، پیش غذا، مشتهی
اشتها آور، مطبوع طبع، محرک، اشتهااور، مشهی