53 مدخل
bear, shoulder, suffer, sustain
incur
devolve
evolve
revolutionize
متحمل شد، وارد امدن، موجب شدن، متحمل شدن بر
درگیر شدن، وارد امدن، موجب شدن، متحمل شدن بر
رنج بردن، کشیدن، متحمل شدن، سوختن، تحمل کردن
اتفاق می افتد، وارد امدن، موجب شدن، متحمل شدن بر
خرج کردن، وارد امدن، موجب شدن، متحمل شدن بر