1133 مدخل
sufferer
bear, shoulder, suffer, sustain
incur
evolve
revolutionize
unctuous, flatterer, obsequious, subservient, sycophant, toady
متحمل شد، وارد امدن، موجب شدن، متحمل شدن بر
رنج می برند، متحمل، زحمتکش
پایدار، متحمل، شکیبا، سر سخت
رنج می برم، متحمل، زحمتکش
رنج بردن، کشیدن، متحمل شدن، سوختن، تحمل کردن