adulteriesدیکشنری انگلیسی به فارسیزناشویی، خیانت، بی عفتی، زنای محصن یا محصنه، زناء، بی دینی، ازدواج غیر شرعی، بی وفایی
hypocriteدیکشنری انگلیسی به فارسیمنافق، سالوس، مزور، ادم ریاکار، زرق فروش، متصنع، عابد ریاکار، خشکه مقدس، با ریا، ادم دو رو
hypocritesدیکشنری انگلیسی به فارسیمنافقان، منافق، سالوس، مزور، ادم ریاکار، زرق فروش، متصنع، عابد ریاکار، خشکه مقدس