10 مدخل
uniform
liveried
متمرکز بودن، متحدالمرکز
فرماندهی، لباس متحدالشکل نظامی، ملبوس هنگی، لباس افسری
یکپارچه، یک صدا، متحدالکلمه، یکنوا، همذوق، هم خو
یکنواخت، هم اهنگ، هم صدا، هم نوا، متحدالقول، یک نواخت
بی شرمانه، هم اهنگ، هم صدا، هم نوا، متحدالقول، یک نواخت