11 مدخل
uniform
liveried
فرماندهی، لباس متحدالشکل نظامی، ملبوس هنگی، لباس افسری
یکنواختی، یکسانی، یکریختی، متحدالشکلی
متحدالژیک
متمرکز بودن، متحدالمرکز
یکپارچه، یک صدا، متحدالکلمه، یکنوا، همذوق، هم خو