206 مدخل
incarnate
external, graphic
embodiment
capture, dramatize, embody, incarnate, visualize
represent
مجسمه سازان، مجسمه ساز، حجار، پیکر تراش، تندیس گر
مجسمه سازی مجدد
مجسمه سازی، حجاری کردن
مجسمه آزادی، مجسمه ازادی
مجسمه، پیکر کوچک، مجسمه سفالین رنگی