77 مدخل
modern
affected, touched
ac_
affect, afflict, touch
affecting, moving, touching
cessation, divorce
succedent، متوالی، پیرو، متعاقب، متاخر
مدرن، جدید، نوین، امروزی، نو، کنونی، متاخر
اخیر، جدید، تازه، متاخر، جدیدالتاسیس
متاکروماتیک
متافراگم