22 مدخل
subject
antecedent
beginner, novice, neophyte, novitiate
ingenious, inventor, originator
conjurer, conjuror
مبتدیان، مبتدی، تازه کار
مبتدی، تازه کار
تیروز، مبتدی، نوچه، تازه کار، کاراموز، نو اموز
تیرو، مبتدی، نوچه، تازه کار، کاراموز، نو اموز
دست و پا زدن سگ، شنای اشخاص مبتدی، شنای سگی