haspsدیکشنری انگلیسی به فارسیهسپس، ماکو، چفت، کلاف، قرقره، ماسوره، بستن، چفت کردن، دور چیزی پیچیدن، چفتی کردن
reelsدیکشنری انگلیسی به فارسیقرقره ها، حلقه، قرقره، قرقره فیلم، حلقه فیلم، چرخک، نخ پیچیده بدور قرقره، ماسوره، پشت سر هم، تلو تلو خوردن، چرخیدن، گیج خوردن، یله رفتن