22 مدخل
flirt, slither, squirm, toss, welter, wiggle, wigwag, worm, wriggle
mill
خرگوش، مارماهی صد کردن، لولیدن، مارماهی گرفتن
دامن زدن، مارماهی صد کردن، لولیدن، مارماهی گرفتن
تکان دادن، پیچ و تاب خوردن، لولیدن، ناراحتی نشان دادن
داغ شده، تکان خوردن، لولیدن، بیقراری کردن
squirmed، پیچ و تاب خوردن، لولیدن، ناراحتی نشان دادن