لرزاندیکشنری فارسی به انگلیسیfluttery, quaky, quavery, rocky, shaky, shivery, tipsy, tottery, trembly, tremulous, unsteady, vibrant, waverer, wobbly
jellifiesدیکشنری انگلیسی به فارسیجلیلی، بشکل لرزانک در اوردن، نرم کردن، شل کردن، مثل ژله شدن، ژله مانند کردن
jellifyingدیکشنری انگلیسی به فارسیژله ای، بشکل لرزانک در اوردن، نرم کردن، شل کردن، مثل ژله شدن، ژله مانند کردن
jellifyدیکشنری انگلیسی به فارسیجیلینگ کردن، بشکل لرزانک در اوردن، نرم کردن، شل کردن، مثل ژله شدن، ژله مانند کردن