26 مدخل
coquette, dally, flirt, pass
wolf
female, flirtation, she
coquetry, dalliance, flirtation
bitch
Las Vegas
لاس زدن با
مسخره کرد، لاس زدن، عشقبازی کردن، اینسو و انسو جهیدن، طنازی کردن
گلیوان، ولگردی کردن، لاس زدن، عشقبازی کردن
چاقو، زد و خورد کردن، لاس زدن، جاسوسی کردن
تمیز کردن، خمیر کردن، لاس زدن، خرد کردن