20 مدخل
dally, flirt
flirt
jeer, joke, mock, ridicule
josh
boast, exaggerate, flaunt, profess
budge
لیسیدن نمک، سنگ نمک
لیسیدن
لیسید، لیسیدن، تازیانه زدن، زبان زدن، زبانه کشیدن، مغلوب کردن
bootlicking، چکمه کسی را لیسیدن، تملق گفتن از
bootlick، چاپلوس، چکمه کسی را لیسیدن، تملق گفتن از