306 مدخل
huff, ire, quarrel, rage, tiff
dander
break, quarrel
irate
hero
champ
ریو
rives، جدا کردن، ترکیدن، شکافتن
حاشیه رودخانه
رنده شده
رودخانه
قهرمان
قهرمانی
قهرمانان، یوزباشی، رئيس دسته صد نفر
قهرمان، پهلوان، مبارز، سلحشور، مجاهد، دفاع کردن از، پشتیبانی کردن