قصددیکشنری فارسی به انگلیسیaim, decision, intent, intention, notion, object, objective, purpose, resolution, thought, will
maliceدیکشنری انگلیسی به فارسیبدبختی، کینه توزی، بدخواهی، عناد، بدجنسی، بداندیشی، نفرت، قصد سوء، خبی، عمد
meanدیکشنری انگلیسی به فارسیمنظور داشتن، میانگین، اعتدال، حد وسط، منابع درامد، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنی ومفهوم خاصی داشتن، متوسط، بد، بدجنس، وسطی، پست، خسیس، پست فطرت، میانی