19 مدخل
army, corps, host, legion, troops, reinforcements
redeployment
sutler
redeploy
reactivate
pullback
اعزامی، وابسته به قشون کشی یا هيئت اعزامی
گسترش، تفرقه، ارایش قشون، قرارگیری قشون یا نیرو، موضع گیری
اعزام، گسترش، گسترش یافتن، بحالت صف دراوردن، قرار دادن قشون
گسترش می یابد، گسترش، گسترش یافتن، بحالت صف دراوردن، قرار دادن قشون
استقرار، گسترش یافتن، بحالت صف دراوردن، قرار دادن قشون