realisingدیکشنری انگلیسی به فارسیتحقق، تحقق بخشیدن، پی بردن، فهمیدن، درک کردن، تحقق یافتن، واقعی کردن، دریافتن، قوه اوردن، نقد کردن
resigningدیکشنری انگلیسی به فارسیاستعفای، مستعفی شدن، کناره گرفتن، تفویض کردن، استعفا دادن از، دست کشیدن