snatchesدیکشنری انگلیسی به فارسیخراب می شود، قاپ زنی، جزئی، ربایش، ربودگی، ربودن، گرفتن، قاپیدن، بردن
roguesدیکشنری انگلیسی به فارسیجنایتکاران، قلاش، رند، ناقلا، قاپ، قاپنده، ادم دغل، بذله گو، حیوان عظیم الجثه سرکش، اسب چموش، سیاه بند، هرس کردن، گول زدن، از علف هرزه پاک کردن، رذالت و پستی نش