snatchesدیکشنری انگلیسی به فارسیخراب می شود، قاپ زنی، جزئی، ربایش، ربودگی، ربودن، گرفتن، قاپیدن، بردن
ravishesدیکشنری انگلیسی به فارسیزخمی شدن، قاپیدن، ربودن، مسحور کردن، از خود بیخود شدن، بعفت و ناموس تجاوز کردن