316 مدخل
clichéd, mold, stereotyped, stereotypical
formulaic
stereotype
briquet, briquette
inlay
بریکت، خاک زغال قالبی
بریکت ها، بریکت، خاک زغال قالبی
کلیشه کردن، با کلیشه چاپ کردن، یک نواخت کردن، رفتار قالبی داشتن
کلیشه ای، تقلید شده، فاقد نبوغ وابتکار، دارای رفتار قالبی
کلیشه ها، کلیشه، با کلیشه چاپ کردن، رفتار قالبی داشتن