3905 مدخل
translatable
repairable
able _, fit, open, worth
subject, susceptible
irrigable
قابل ترجمه است، قابل ترجمه، قابل معنی کردن، قابل تعبیر
قابل تعمیر نیست
قابل تعمیر است، قابل جبران، اصلاح پذیر، تعمیر پذیر
قابل تعمیر