spoutدیکشنری انگلیسی به فارسیفواره زدن اب، دهانه، لوله، فواره، شیر آب، ناودان، فوران، جوش، فواره زدن، جهش کردن، پریدن، فوران کردن
jetدیکشنری انگلیسی به فارسیجت، فواره، فوران، دهانه، پرتاب، کهربای سیاه، سنگ موسی، مهر سیاه، پرش اب، جریان سریع، دهنه، مانند فواره جاری کردن، بخارج پرتاب کردن، بیرون ریختن، پراندن، فواره ز
jettedدیکشنری انگلیسی به فارسیجت، مانند فواره جاری کردن، بخارج پرتاب کردن، بیرون ریختن، پراندن، فواره زدن