235 مدخل
bleep
thingamabob
whatsit
dingus
bleep, so-and-so
fucking, bloody
فلان، پهلو، جناح، تهیگاه، طرف، از جناح حمله کردن، در کنار واقع شدن
فلانل مالهین
فلانلموت
فلانسر
استیک فلان