spacesدیکشنری انگلیسی به فارسیفضاها، فضا، فاصله، جا، مساحت، وسعت، مدت معین، زمان کوتاه، دوره، حیز، فاصله دادن، فاصلهگذاشتن، در فضا جا دادن
calculusدیکشنری انگلیسی به فارسیحسابداری، حساب جامعه و فاضله، سنگ، سنگ مثانه، حساب دیفزانسیل و انتگرال، جامع و فاضل، حصات
calculiدیکشنری انگلیسی به فارسیcalculi، حساب جامعه و فاضله، سنگ، سنگ مثانه، حساب دیفزانسیل و انتگرال، جامع و فاضل، حصات