414 مدخل
sunken
infra-
de-, low
reduce
drop
فرو ریخته، قورت دادن، فرا گرفتن، غرق کردن در، توی چیزی فرو بردن
فرو رفتن
فرو ریختن، مچاله کردن، از اطو انداختن
فرو ریخته
فرو بردن، نشست، فرونشست، فرونشینی، فروکش، فروکشی، تخفیف درد و غیره